صفحات: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 ... 68 >>
« کمکم تمام حنجرهها رام میشوند »
اینجا چگونه وسوسهها عام میشوند
آیینههای عاطفه بد نام میشوند
آیا بهار گشته سترون که هر طرف
پاییزیان برنده به فرجام میشوند
وان لالههای زخمی دیرآشنای ما
در دست بادها ز چه اعدام میشوند
آن شیشهها که ساغر صبح زمانهاند
تا کی گروه شبزده را جام میشوند
از درههای زمزمه چیزی بهجا نماند
کمکم تمام حنجرهها رام میشوند
کوروش یغمایی - گل یخ
غم میونِ دو تا چشمونِ قشنگت ، لونه کرده
شب تو مو هایِ سیاهت ، خونه کرده
دو تا چشمونِ سیاهِت ، مِثه شبهایِ مَنه
سیاهیایِ دو چِشمت ، مِثه لبهایِ منه
وقتی بغض از مژه هام پایین میاد ، بارون می شه
سیلِ غم ، آبادیمُ ویرونه کرده
وقتی با من می مونی تنهاییمُ ، باد می بَره
دو تا چشمام ، بارونِ شبونه کرده
بهار از دستایِ من پَر زد و رفت
گلِ یخ تویِ دِلم جَوونه کرده
تو اتاقم دارم از تنهایی آتیش می گیرم
ای شکوفه تویِ این زمونه کرده
چی بخونم ، جَوونیم رفته صِدام رفته دیگه
گلِ یخ تویِ دِلم جَوونه کرده
بوسیدن قول ماندن نیست
مثل ابر بهار نباش که بارانت نمیشوم ، مثل ستاره نباش که آسمانت نمیشوم!
دست در دستان من نگذار که دستها روزی رها میشوند ،
پا به پای من در جاده ها نیا که همسفران روزی رفیق نیمه راه میشوند!
در آغوش تو خوابیدن دلیل ان نیست که وجودت برای همیشه مال من است ،
این قانون عشق است که هوس سرچشمه خوبی برای ما نیست!
بوسیدن قول ماندن نیست ، عاشق شدن تضمینی برای همیشه بودن نیست
زندگی خداست
زندگی خداست و شعر و مهر و عشق و بوسه و آغوش و آهنگ و شور و سوز و ناز و ساز و بهار و آبی و ساده و رقص و صبح و چشم و کام و حال و رود و جوی و گل و رنگ و مست و اشک و لرز و صفا و خوب و زنده و صاف و شراب و خواب و نوش و شاد و گنج و جاده و ماه و روز و وفا و سخا و لطیف و دل آویز و طراوت و زیبا و لبخند و در آخر زندگی زندگی است.
زندگی خوب است
زندگی خوب است
اگر چه با دل پرخون اگر چه در بن بست
همین که دل به نگاه تو بسته ام زیباست
تمام وسوسه ی زنده ماندنم این است
من و تو از نفس گرم عشق می گفتیم
که عقل با سبدی نان به جمعمان پیوست
نگاه های تو رفتند و من غریب شدم
و بند بند دلم زیر بار درد گسست
دوباره دست به دامان عشق خواهم شد
چرا که در قفس عقل میروم از دست
تمام…………
نقطه چین یعنی:
که بغض راه گلوی مرا بست
1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 ... 68 >>

